آورده اند که به سا ل 388 هجرت و به گاه سلطنت سلطان محمود ،  دیار عجم را فتنه ای درگرفتی  به غایت عظیم .

 

 

 

 


ادامه مطلب
یکشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۸ساعت ٧:٠٢ ‎ب.ظ توسط کیامهر باستانی نظرات ()

ملت بزرگ و خداجوی ایران

دم شما گرم

پوز همه یزیدیان را به خاک مالیدید

ان شاء الله  اون دنیا همتون کمپلت

 

 با ذوالجناح  امام حسین محشور بشین

 

 

جمعه ۱۱ دی ۱۳۸۸ساعت ۱:۱۱ ‎ق.ظ توسط کیامهر باستانی نظرات ()
تگ ها: ذوالجناح

آیا تا به حال به ریشه کلمات فکر کردید ؟

هر اسم و کلمه ای به دلیل خاصی بوجود اومده که بعضی از این دلایل رو می دونیم و بعضی هاش رو نمی دونیم .

داشتم به ریشه بعضی کلمه ها  و علت نامگذاریشون فکر می کردم که به موضوع جالبی برخوردم . نمی دونم تو کشورهای دیگه دنیا هم همینطوره یا نه ولی ما ایرانی ها عادت جالبی داریم . شاید عادت واژه مناسبی نباشه ولی من عبارت مناسبتری پیدا نکردم .

این عادت ما ایرانی ها اینه که ما خیلی از کلمات را یا بهتره بگم خیلی از محصولات مصرفی رو به نام اولین تولید کنندش می شناسیم . به همین خاطر با حاج کاظم نشستیم و چند مثال جالب رو پیدا کردیم که براتون می نویسم .

بعضی از این کلمه ها کاملاً واضحه که اسم شرکت سازنده اون محصول هستند  ولی بعضی از این اسمها انقدر توی فرهنگ ما جا افتاده اند که معادلی براشون وجود نداره .

ادامه مطلب رو بخونید تا بهتر متوجه بشید .

 


ادامه مطلب
شنبه ٢۱ آذر ۱۳۸۸ساعت ٩:٤٢ ‎ب.ظ توسط کیامهر باستانی نظرات ()
تگ ها: چس فیل

بچه که بودیم عصر روزهای تابستان بلا استثناء توی کوچه فوتبال بازی

می کردم .

اما ظهر ها مجبور بودم توی خونه بمونم و چون برادر نداشتم بایستی تنهایی بازی می کردم . کلی هم بازی جورواجور بود که بتوانم تنهایی انجام بدهم . مثلاً کبریت بازی که با یک عالمه کبریت یک شهر بزرگ درست می کردم و قوطی کبریتها ماشین می شدند  و خودم می شدم شهردار این شهر

یا با مهره های شطرنج دو تا تیم فوتبال می ساختم و با چند تا کتاب و دو تا خط کش تیردروازه درست می کردم و یک توپ فوتبال دستی هم می شد توپ بازی فوتبال


ادامه مطلب
دوشنبه ۱۱ آبان ۱۳۸۸ساعت ٩:٥۸ ‎ب.ظ توسط کیامهر باستانی نظرات ()

مثل همیشه دیر آمد اینبار کمتر دیر آمد

مثل همیشه عینک آفتابیش روی موهایش بود و موهایش بیرون از شال سبزش .

 آخر به خاطر شالت می گیرنت

 

 

 


ادامه مطلب
شنبه ٢٥ مهر ۱۳۸۸ساعت ۸:٤۱ ‎ب.ظ توسط کیامهر باستانی نظرات ()
تگ ها: تولد

این تصویر متعلق است به حاج عباس انصاری فرد  است .

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
چهارشنبه ۸ مهر ۱۳۸۸ساعت ۱:۱٧ ‎ق.ظ توسط کیامهر باستانی نظرات ()
تگ ها: حاجی و فوتبال و ورزش

به بهانه سال روز درگذشت

آیت الله سید محمود طالقانی امام جمعه تهران

 


ادامه مطلب
پنجشنبه ۱٩ شهریور ۱۳۸۸ساعت ۱۱:۳٩ ‎ب.ظ توسط کیامهر باستانی نظرات ()

اینجا مجلس شورای اسلامی نیست .

 


ادامه مطلب
شنبه ۱٤ شهریور ۱۳۸۸ساعت ۱٢:٤٦ ‎ق.ظ توسط کیامهر باستانی نظرات ()

محمود جان سلام

اول اینکه خیلی بی معرفتی

نه به خاطر اینکه اسم منو توی وزرای کابینه رد نکردی نه

به خاطر اینکه یک هفته است هر چی زنگ می زنم گو شیتو بر نمی داری

لابد فکر می کنی می خوام واسه وزیر نشدن گله کنم ولی نه داداش هنوز منو نشناختی


ادامه مطلب
دوشنبه ٢ شهریور ۱۳۸۸ساعت ۱۱:٤۸ ‎ب.ظ توسط کیامهر باستانی نظرات ()

برای آدم شدن هیچ وقت دیر نیست

فرشته مهربون حتی یه پسر بد و بی تربیت مثل پینوکیو رو هم بخشید

چرا من که یه خس و خاشاک کوچولو هستم رو نبخشه؟

همه چیز از یک خواب شروع شد

خواب دیدم توی حیاط ریاست جمهوری خبرنگارها دور من ایستادن و هی صدایم می کنند آقای وزیر! آقای وزیر !

نمی دانم وزیر چی بودم ولی خیلی کیف می داد

ناگهان دیدم یک نفر اومد کنارم و دستش رو گذاشت روی شونه من و گفت:

آقای باستانی از بهترین وزرای دولت من هستند

آقا مثل خر کیف کردم

این مرد چقدر دوست داشتنی بود و من احمق نمی فهمیدم

چقدر مهربون بود و من چی فکر می کردم

این شد که من متحول شدم

اونم نه یکی دو درجه بلکه 180 درجه

 

پیش خودم گفتم من مگه از بقیه نخبه های این مملکت چی کم دارم ؟

جوان هم که هستم

چرا به جای دیوونه بازی و چرند گفتن  نروم به ملتم راستی راستی خدمت کنم ؟

چرا مملکتم رو از داشتن یه وزیر خوش تیپ و جوون و نخبه محروم کنم ؟

 

درسته به مصطفی خان قول داده بودم که دیگه پا تو کفشش نکنم و سراغ شعر و شاعری نروم ولی باز هم بدقولی کردم و این شد که می خوانید :

 


ادامه مطلب
چهارشنبه ٢۱ امرداد ۱۳۸۸ساعت ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ توسط کیامهر باستانی نظرات ()
تگ ها: طنز و دولت دهم و وزیر