مسافر کوچولو و سفرهای استانی
ساعت ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۸٩ 

من یک مسافر کوچولو هستم و تازه به سیاره شما آمده ام .

اعتراف می کنم که شما آدم ها ، موجودات عجیب و غریبی هستید .

چند وقتی  مهمان شما هستم و خاطراتم را برایتان می نویسم ....

 

روزی که به ماموریت زمین می آمدم  ، موریل که افسر پرونده من است به من گفت :

در هنگام فراغت، حتماً بروم و چند جای دیدنی را بر روی زمین تماشا کنم .

اسمشان هم عجایب چند گانه بود، هشتگانه به گمانم .

مثلا اون دیوار خیلی بلندی که توی کشور چین هست و موریل می گفت خیلی زیباست

یا اون سه تا چیز گنده مثلثی که توی مصر است و خیلی قدیمی هستند

بقیه را یادم نیست  ولی توی دفترم نوشته ام

اما هشتمی که موریل خیلی از او تعریف می کرد یک آدم خیلی جالب و دیدنی بود

که اسمش عمو محمود بود و خیلی چیز عجیبی بود و من عکسش را دیدم

و به موریل قول دادم  حتی اگر نتوانستم آن هفت تا چیز عجیب دیگر را ببینم

حتماً عمو محمود  را ببینم و سلام موریل را به او برسانم  ....

 

 

به ادامه مطلب توجه کنید ...      


کلمات کلیدی: طنز
 
مسافر کوچولو
ساعت ۱۱:٥٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ شهریور ۱۳۸٩ 

من یک مسافر کوچولو هستم و تازه به سیاره شما آمده ام .

اعتراف می کنم که شما آدم ها ، موجودات عجیب و غریبی هستید .

من  می توانم خودم را شبیه شما آدم ها کنم .

من می توانم خودم را غیب کنم .

من می توانم  در یک لحظه یک عالمه از این کاغذهایی که خیلی دوستش دارید

و اسمش پول است از جیبم بیرون بیاورم  .

من می توانم حرفهایی که توی دلتان می زنید بشنوم .

اما حافظه ام خیلی ضعیف است و اسمها را زود فراموش می کنم .

چند وقتی  مهمان شما هستم و خاطراتم را برایتان می نویسم .

 

ادامه مطلب را بخوانید ...


کلمات کلیدی: داستان
 
ما بردیم و ما بردیم
ساعت ٥:٤٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٥ شهریور ۱۳۸٩ 

هفت روش برای پیروزی در یک انتخابات وبلاگی :

 

روش اول : جملات قصار رای جمع کن

اگر وبلاگ ... روزی 500 بازدید کننده دارد که اورا دوست دارند

جوگیریات  روزی 100 بازدید کننده دارد که من عاشقشون هستم  .

 

روش دوم : تخریب رقبا

مهربان : چیکار می کنی کیا ؟

کیامهر : دارم به ... رای میدم

مهربان : خاک تو سرت واسه چی ؟ اون که رقیبته

کیامهر : با این IP تا حالا 20 بار بهش رای دادم .

حالا همه رای هاش می سوزه . ها ها ها

 

روش سوم :سنت حسنه صله ارحام

کیامهر : سلام خاله. خوبی ؟

خاله : به به آقا کیای بی معرفت . چی شد یاد ما کردی خاله ؟

کیامهر : هیچی دیشب یهو یاد دختر خاله سپیده افتادم

یه زمانی وبلاگ می نوشت . راستی سپیده هست ؟

خاله : کیامهر ! سپیده سه ساله که رفته کانادا . خبر نداری مگه ؟

کیامهر : چرا شوخی کردم . راستی خاله نمی خوای یه وبلاگ راه بندازی؟

 

روش چهارم : خاطره بازی

به به آقا کیا . چطوری ؟ دیپلم گرفتی بالاخره ؟

آره بابا ... لیسانسم گرفتم

مبارکه ... ایشالا عروسیت

بابا من دو ساله ازدواج کردم

اه مبارکه... حالا چی شد یاد ما افتادی بعد 20 سال ؟

کلاس پنجم با هم بودیم نه ؟

هیچی همینجوری ... راستی تو وبلاگ نداری ؟

 

روش پنجم : دستگیری از نیازمندان

آقا مهندش نوکرتم ... یه پولی شیزی نداری ما خودمونو بشاژیم ؟

ایمیل داری؟

نه ولی عابر بانک دارم ... میخوای بریژی به حشابم ؟

نه ! تو ایمیلت رو بده کاریت نباشه

نوکرتم.. چشم بنویش:ASHGHARI_PAHLEVOON@YAHOO.COM

 

روش ششم : نهضت ایمیل سازی

کیامهر :خب بابا بزرگ : HAJI_ABDOLLAH@gmail.com

دیگه ؟

مهربان : رباب خانوم مامان زن دایی معصومه

کیامهر : خوبه : ROBAB_SHEYTUN BALA@GMAIL .COM

دیگه کی ؟

مهربان : دایی رسول

کیامهر : آره خوبه : RASUL_GUDZILA @GMAIL.COM

دیگه ؟

مهربان : یه دونه هم واسه داماد عمه کتایون درست کن

کیامهر: اسمش رضا بود ؟ باشه :REZA110_KHAFAN@ GMAIL .COM

مهربان : اینو یاهو بزن همه رو جی میل بزنی وحید شک می کنه

 

روش هفتم : دوستان خوب

کرگدن – نینا – گوریل فهیم – امید بی امید – مهربان –مریم ترین

تیشتریا – علیرضا درویش- دختری با ذهن مغشوش – سمیرا

کاغذ کاهی(نازگل) – رهگذر1 – رهگذر 2 – اشرف گیلانی- میثم م

مامانگار – آناهیتا – نیما 1 – نیما 2 – من و من – محمد – دکتر مملی

دوست دکتر مملی – نسیم – الهه – ققنوس – سوژه – مهم نیست

قلاچ – هدیه – سهبا – محبوب – فاطمه –زن و شامپاین – هیشکی

احسان جوانمرد – مهسا و مهتاب و برادر و پسر عموی پاییز بلند

شهره – آلن – مروارید – حسین ترابی – آقای رگبار – آبی – حسابی

بهمنی – هانیبال – مهدی پژوم – دخترخاله سپیده – سپیده –شهرام

آرمان – سارا 3240- سیلوانا – تینا – حاج کاظم – لیندا – حمید

حرفهای نگفته – منو خودم – اقدس خانوم – دختر آبان – عاطفه

دودو – سارا – سهی – بازباران-مسعود – دنیز(دختری از شهر دور)

لیلی – حرفخونه(رویا )-حامد – علی- امیرحسین – مهدی –آبی پوش

کریم – کتایون – ماهی – زهرا ن- علی – شیوا – عظیمی – میلاد بگی

حسن هدایتی – نرگس – خیزران – فرهاد – قلاچ – مردی از دیار ردپا

محمد تقی – کبوتر – لیلا – دلبر  و وحید وب گپ

و همه دوستانی که اسمشان از قلم افتاد .

سپاسگزار تان  هستم و حمایت شما را فراموش نمی کنم .

 

پی نوشت 1 :

به قول مامانگار این انتخاب کار آدم را سخت می کند

هیچ وقت ادعای طنز نوشتن نداشته ام و کاندید شدن و برنده شدن

فقط و فقط لطف دوستان بوده و محبت شهریار

خوشحال می شوم اگر لبخندی به لب کسی که اینجا رو می خونه بیارم

و تمام تلاشم رو می کنم که از خوندن جوگیریات پشیمون نشید .

 

پی نوشت 2 :

چند روزی نیستم . به محض برگشت محبتتون رو جبران می کنم .

 

پی نوشت ٣ :

بلاگزیت منتشر شد .

 

پی نوشت ۴ :

محمد بیمار است . برایش دعا کنید .


کلمات کلیدی: طنز
 
من چیز می دهم -ما چیز می دهیم- این است دموکراسی
ساعت ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۱ شهریور ۱۳۸٩ 

 

 

با اینکه عملا دقیقه 90 رسیدیم اما نا امید نیستیم و کنار نمی کشیم

وحید خان وب گپ دومین انتخابات فصلی برترین وبلاگ ها را راه انداخته

و به لطف دوستان عزیز، جوگیریات در بخش وبلاگ های طنز کاندید شده است .

این روزها کمتر وبلاگی را می توان پیدا کرد و کمتر پستی را می توان یافت

که با خواندنش خنده بر لب انسان بنشیند .

همیشه دوست داشته ام وقتی مطلبی می نویسم

حتی اگر تلخ باشد و حتی اگر حال خوشی نداشته ام

کسی که قدم روی چشم کیامهر گذاشته و صفحه جوگیریاتش را باز کرده

لبخندی کوچک بر لبش بنشیند .

از فردا انتخابات شروع می شود بنا براین :

1 – اگر جوگیریات خنده ای بر لب کسی آورده دینی بر گردن کسی ندارد

اما اگر بروید اینجا  

و به جوگیریات رای بدهید کیامهر تا ابد الدهر مدیون و سپاسگزار شماست .

رای گیری از ساعت ١٢ امشب آغاز می شود و تا پایان روز سه شنبه ادامه دارد .

 

2 – من شناخت زیادی از باقی کاندید های وبلاگ طنز ندارم اما همین کاندید شدن

بهترین دلیل است برای اینکه رقبای دوست داشتنی خود را بشناسم و از این به بعد

به آنها سر بزنم . شما هم برای انتخاب درست و عادلانه به وبلاگ آنها سر بزنید .

ولی جان مادرتان اگر بهتر بودند رای سفید بندازید تو صندوق .

 

3 –  محسن باقرلو در دو رشته کاندید شده است .

البته کرگدن نیازی به تبلیغ و تعریف ندارد

و بدون پاچه خواری بنده هم قهرمان بلامنازع می شود .

این را گفتیم تا کمی رقبای ایشان را تضعیف روحیه کنیم  که پولشان را

خرج تبلیغ نکنند و بروند برای خودشان آب نبات کشی و لواشک بخرند

که هم خدا را خوش بیاید و هم خلق خدا  را

 

4 -  بی شک دکتر مملی با بلاگزیت طوفان کرده

و یک شبه ره صد ساله رفته است . هر چند که با نئو و بحثی که راه انداخت

صد در صد موافقم

اما مخالفم که یک بحث و جدل وبلاگی جایزه بهترین رویداد رابگیرد .

عالم بلاگستان برای قوی شدن دوستی هاست و نزدیک شدن آدمها به هم

اگر یک دعوا جایزه بگیرد ممکن است فردا روز ، یک  آدم جوگیر  مثل من

به طمع برنده شدن در انتخابات پاییز برود و یک دعوای بزرگتر راه بیندازد .

پس  فردا پای صندوق های رای  بلاگزیت را فراموش نکنید .

 

5 – احتمال دارد به خاطر انتخابات از امشب اس ام اس ها قطع شود

هر نتیجه ای که از این انتخاب حاصل شد و اسم هر کسی که از صندوق درآمد

به جان عزیزتان قسمتان می دهم که نریزید توی خیابان و جان امواتتان

سطل آشغال آتش نزنید . مبادا خونی از دماغ کسی بریزد .

دموکراسی حتی از نوع خفه شده خیلی بهتر از آشوب و دعواست .

اگر تخلفی رخ داد خودمان بیانیه می دهیم که بروید پشت بام الله اکبر بگویید .

 

6 – به سبب حمایت مالی دوستی که نخواست نامش فاش شود در صورت انتخاب

جوگیریات احتمال دارد کیک و ساندیس هم بین امت خداجوی و ان قلابی تقسیم کنیم .

 

7 – جدا از شوخی جا دارد از وحید دوباره تشکر کنم که ابتکار قشنگی خرج داده

و حرکتی که چنین جنب و جوش و شور  و شعف مثبتی در بلاگستان به پا کرده

شایسته تقدیر است . به شخصه تشویق شدم که مطالب بهتری بنویسم و در انتخابات

فصل پاییز با قدرت بیشتری ظاهر شوم .

از وحید بی اندازه ممنونم و برای او و وب گپ آرزوی موفقیت های بزرگتر دارم

 

 

 

 

غم های زندگیتان گذرا و لبخندهایتان مستدام

ارادتمند

کیامهر باستانی

                                                                                                           

پی نوشت :

الهه عزیز  تولدت مبارک


کلمات کلیدی: طنز
 
تقدیم به کرگدن گنده ای که تنها سفر نکرد
ساعت ٤:٠۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۸٩ 

امروز که آخرین پست محسن باقرلو در پرشین بلاگ

و متعاقب اون کامنتهای اون پست رو خوندم  حس عجیبی داشتم

چند بار خواستم چیزی بنویسم اما دستم به نوشتن نرفت

دلم می خواست تا من هم مثل بعضی از کامنت گذاران

با کرگدن خاطره های دور  و دیر داشته باشم

اما نداشتم  .

خداحافظی کرگدن با پرشین بلاگ یک اتفاق کوچیک نبود که بشه

با یک کامنت سر و تهش رو هم آورد

باید براش یک پست می نوشتم

وقتی به سلولهای خاکستری مغزم دستور دادم

تا هر فایلی رو که اسم محسن باقرلو توش هست بارگذاری کنند

یاد این ترانه سعید مدرس افتادم که میگه :

خاطرات من با تو

کوتاهه ولی کم نیست .

 

ادامه مطلب رو بخونید


کلمات کلیدی: خاطره بازی
 
نیمه های پر لیوان های نیمه خالی
ساعت ۱:۱۳ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٢ شهریور ۱۳۸٩ 

از هرچی بدت میاد ، سرت میاد

نمی دونم چقدر به این جمله اعتقاد دارید

اما بارها برای من پیش اومده که مجبور شدم

کارهایی رو که اصلا دوست ندارم ، انجام بدم

اونم نه یکبار ، بلکه چندین و چند بار

 

هشدار :

احتمال دارد این پست کمی حال به هم زن باشد

 

ادامه مطلب


کلمات کلیدی: طنز
 
دولت یازدهم
ساعت ۱:٤٢ ‎ق.ظ روز شنبه ٦ شهریور ۱۳۸٩ 

در ادامه تخیلات باستانی خود

در عالم رویا تصور کردیم که چه جالب میشد

اگر اهالی بلاگستان یک کاندیدی بفرستند

برای دوره بعدی انتخابات ریاست جمهوری

و این کاندید، رییس جمهور بشود و معرفت کند

و تمامی برو بچ وبلاگ نویس را ببرد توی هیئت دولت یازدهم

بعد کمی این تخیلات را بسط دادیم و تصور کردیم

کی چه کاره می شود در این هیئت دولت

 

ادامه مطلب را بخوانید


کلمات کلیدی: طنز
 
دنیای وارونه
ساعت ۱:۳٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢ شهریور ۱۳۸٩ 

احتمالاً اگر از کسی بپرسید متضاد عزا چیست پاسخ می دهد : عروسی

در حالیکه اینطور نیست .  عزا متضاد تولد  و عروسی متضاد طلاق است .

بیایید کمی درباره معنا و مفهوم این دو واژه صحبت کنیم .

 

ادامه مطلب رو بخونید :


کلمات کلیدی: طنز