ما بردیم و ما بردیم

هفت روش برای پیروزی در یک انتخابات وبلاگی :

 

روش اول :جملات قصار رای جمع کن

اگر وبلاگ ... روزی 500 بازدید کننده دارد که اورا دوست دارند

جوگیریات  روزی 100 بازدید کننده دارد که من عاشقشون هستم  .

 

روش دوم :تخریب رقبا

مهربان : چیکار می کنی کیا ؟

کیامهر : دارم به ... رای میدم

مهربان : خاک تو سرت واسه چی ؟ اون که رقیبته

کیامهر : با این IP تا حالا 20 بار بهش رای دادم .

حالا همه رای هاش می سوزه . ها ها ها

 

روش سوم :سنت حسنه صله ارحام

کیامهر : سلام خاله. خوبی ؟

خاله : به به آقا کیای بی معرفت . چی شد یاد ما کردی خاله ؟

کیامهر : هیچی دیشب یهو یاد دختر خاله سپیده افتادم

یه زمانی وبلاگ می نوشت . راستی سپیده هست ؟

خاله : کیامهر ! سپیده سه ساله که رفته کانادا . خبر نداری مگه ؟

کیامهر : چرا شوخی کردم . راستی خاله نمی خوای یه وبلاگ راه بندازی؟

 

روش چهارم :خاطره بازی

به به آقا کیا . چطوری ؟ دیپلم گرفتی بالاخره ؟

آره بابا ... لیسانسم گرفتم

مبارکه ... ایشالا عروسیت

بابا من دو ساله ازدواج کردم

اه مبارکه... حالا چی شد یاد ما افتادی بعد 20 سال ؟

کلاس پنجم با هم بودیم نه ؟

هیچی همینجوری ... راستی تو وبلاگ نداری ؟

 

روش پنجم :دستگیری از نیازمندان

آقا مهندش نوکرتم ... یه پولی شیزی نداری ما خودمونو بشاژیم ؟

ایمیل داری؟

نه ولی عابر بانک دارم ... میخوای بریژی به حشابم ؟

نه ! تو ایمیلت رو بده کاریت نباشه

نوکرتم.. چشم بنویش:ASHGHARI_PAHLEVOON@YAHOO.COM

 

روش ششم :نهضت ایمیل سازی

کیامهر :خب بابا بزرگ : HAJI_ABDOLLAH@gmail.com

دیگه ؟

مهربان : رباب خانوم مامان زن دایی معصومه

کیامهر : خوبه : ROBAB_SHEYTUN BALA@GMAIL .COM

دیگه کی ؟

مهربان : دایی رسول

کیامهر : آره خوبه : RASUL_GUDZILA @GMAIL.COM

دیگه ؟

مهربان : یه دونه هم واسه داماد عمه کتایون درست کن

کیامهر: اسمش رضا بود ؟ باشه :REZA110_KHAFAN@ GMAIL .COM

مهربان : اینو یاهو بزن همه رو جی میل بزنی وحید شک می کنه

 

روش هفتم :دوستان خوب

کرگدن – نینا – گوریل فهیم – امید بی امید – مهربان –مریم ترین

تیشتریا – علیرضا درویش- دختری با ذهن مغشوش – سمیرا

کاغذ کاهی(نازگل) – رهگذر1 – رهگذر 2 – اشرف گیلانی- میثم م

مامانگار – آناهیتا – نیما 1 – نیما 2 – من و من – محمد – دکتر مملی

دوست دکتر مملی – نسیم – الهه – ققنوس – سوژه – مهم نیست

قلاچ – هدیه – سهبا – محبوب – فاطمه –زن و شامپاین – هیشکی

احسان جوانمرد – مهسا و مهتاب و برادر و پسر عموی پاییز بلند

شهره – آلن – مروارید – حسین ترابی – آقای رگبار – آبی – حسابی

بهمنی – هانیبال – مهدی پژوم – دخترخاله سپیده – سپیده –شهرام

آرمان – سارا 3240- سیلوانا – تینا – حاج کاظم – لیندا – حمید

حرفهای نگفته – منو خودم – اقدس خانوم – دختر آبان – عاطفه

دودو – سارا – سهی – بازباران-مسعود – دنیز(دختری از شهر دور)

لیلی – حرفخونه(رویا )-حامد – علی- امیرحسین – مهدی –آبی پوش

کریم – کتایون – ماهی – زهرا ن- علی – شیوا – عظیمی – میلاد بگی

حسن هدایتی – نرگس – خیزران – فرهاد – قلاچ – مردی از دیار ردپا

محمد تقی – کبوتر – لیلا – دلبر  و وحید وب گپ

و همه دوستانی که اسمشان از قلم افتاد .

سپاسگزار تان  هستم و حمایت شما را فراموش نمی کنم .

 

پی نوشت 1 :

به قول مامانگار این انتخاب کار آدم را سخت می کند

هیچ وقت ادعای طنز نوشتن نداشته ام و کاندید شدن و برنده شدن

فقط و فقط لطف دوستان بوده و محبت شهریار

خوشحال می شوم اگر لبخندی به لب کسی که اینجا رو می خونه بیارم

و تمام تلاشم رو می کنم که از خوندن جوگیریات پشیمون نشید .

 

پی نوشت 2 :

چند روزی نیستم . به محض برگشت محبتتون رو جبران می کنم .

 

پی نوشت ٣ :

بلاگزیت منتشر شد .

 

پی نوشت ۴ :

محمدبیمار است . برایش دعا کنید .

/ 131 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فلوت زن

سلام. همون حنانه از وبلاگ " جزیره رویاهای آبی " هستم ! اومدم دعوتت کنم به وب جدیدم ! خوشحالم می کنی با حضورت . [گل]

الهه

سلام...کجایی؟!غیبتت طولانی شده ها!برای ظهور هرچه سریعترت دعا میکنم[نیشخند]

هيشكي!

سلام .رسيدن به خير. خوش گذشت!؟ آقا ما ماموريت را سالم و دست نخورده انجام داديم.[عینک] شما هم از طرف ما روي ماه مهربان را ببوسيد هزارتاااااااااااا[ماچ][چشمک]

کرگدن

آپدیت نمی فرمائید قربان ؟!

نیما

به به جناب کرگدن یساری ! عجب شعری بود در وصف حضرت باستانی ![نیشخند]

تیشتریا

خدمت رسیدیم جهت عرض ادب. رسیدنتان بخیر قربان.[گل] . خیلی باحال بود آهنگی که آق کرگدن نوشتن براتون [قهقهه]

آناهیتا

جناب باستانی، این تحلیل روانشناسی عکسها مخصوص ذهن خلاق شماست.لطفا یه عنایتی بفرمایید .مورد فکاهی زیاد داره.

مهتاب

جای عکس تبلیغاتیت دست در دست مهربان ِ مهربانت خالی بود ها ... [چشمک] . . . چقدر اون عکس ِ میر رو دوست داشتم اون روزها ... چقدر واقعی و بی ریا بود حسش !

مهتاب

من دوست خواب زده ای بودم کیامهر ! نبودم تو رای گیری ... ولی همیشه یه برگه ی سبز ِ براق با اثر یه انگشت اشاره ی خسته پیش من داری ...

سایه سپید

خیلی شیطونید آقا کیا...خوشحالم که انتخاب شدید...من که نیومده بودم ببینم وگرنه بهتون رای می دادم....من همیشه با لب خندون از این وبلاگ بیرون می رم...حتی شده دلم پر از غم بوده ولی غمم رو حتی شده برای دقیقه ای فراموش کردم[لبخند] بعضی از مسائل رو خوب و به جا با ظنز بیان می کنید موفق باشید برای همیشه