دیگی که واسه من نجوشه ...

روزی که توی شرکت پاداش ها را ریختند انتظار داشتم همه خوشحال باشند

اما واقعا اینطور نبود

چند نفر تهدید کردند که استعفا می کنند

چرا ؟ چون پارسال همین موقع وقتی پاداش گرفتند بیشتر گرفته بوده اند .

چرا ؟ چون همکارش که سه ماه دیرتر از او آمده سر کار ، اندازه او پاداش  گرفته  است .

چرا ؟ چون من که مدرکم را  از شریف گرفته ام باید از این دانشگاه آزادی بیشتر بگیرم .

حالم داشت بهم می خورد از این همه بی فکری و حسادت .

و مطمئنم اگر این حرفها به گوش مدیر بزرگ برسد 

عطایش را به لقاء آن می بخشد و کلا بی خیال دادن پاداش می شود .

اما مگر حالیشان می شود این جماعت بی فکر و بخیل ؟

راستش دادن پاداش  یکجورهایی مثل تیغ دو لبه  می ماند

اما انگار دارد دست خودمان را می برد توی شرکت ما

دارد برعکس عمل می کند .

آقای( ن ) خیلی راحت روز چهارشنبه به من گفت :

خودم را برای چی به آب و آتش بزنم کیامهر جان ؟

من دارم صبح تا شب جون می کنم

و آخر سر اندازه آقای (ق )دو دره باز  پاداش گرفته ام .

وقتی در نظر مدیر بزرگ من و آقای (ق) فرقی نداریم

من هم از این به بعد مثل آقای (ق) کار می کنم .

گفتم : با این جنگ و دعواهای امروز

مطمئنم که دیگر نه تو  نه من و نه آقای (ق)

به هیچکدوممون پاداش نمیدن

آقای (ن) گفت :

دیگی که واسه من نجوشه ، میخوام سر سگ تو بجوشه

البته ضرب المثلی که گفت هیچ ربطی به این قضیه نداشت

اما نشان می داد که آقای (ن) حاضر است  حتی به قیمت بی نصیب ماندن خودش

به همکار به زعم او دو دره بازش هم  هیچ خیری نرسد .

 

خیلی راحت می شد فهمید که مدیر عامل شرکت یخچال سازی بیراه نگفته است

بعضی ها اگر بیشتر از حقشان پول گیرشان بیاید

عوض تشکر به جان یکدیگر می افتند .

براستی اگر چیزی به اسم پاداش توی این شرکت وجود نداشت

 اینهمه مشکل هم پیش نمی آمد .

 

پی نوشت :

راستش برای این پست خیلی نقشه توی سرم داشتم

اما ببعی همه نقشه های مارا به هم ریخت .

تصویر این بچه یک لحظه از جلوی چشمهایم  محو نمی شود

و دست و دلم نمی رود چیز دیگری بنویسم

 

 

 

امروز چند ساعتی پیشش بودم 

با یک دنیا ترس بغلش کردم

انگار گم شد توی بغلم

خیلی فینگیلی است

وزنش اندازه بادکنک است

فکر کنم اگر روی هوا ولش کنم  مثل پر آرام آرام بیاید زمین

اندازه یک سنجاب تپل است قد و هیکلش

یک جور ناجوری دوست دارم این بچه را ...

/ 50 نظر / 31 بازدید
نمایش نظرات قبلی
جزیره

میگماااااااااااااااااااا حیف این بچه نیست میای قاطیه پستت در موزدش مینویسی و عکسشو میزاری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟[قهر][متفکر] اخه چقدر گوگولیه ه ه ه ه ه ه ه .میقه ه ه ه ه ه ه [گریه] در ضمن نمیشد فقز عکس دست نی نی رو میزاشتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟[سوال] دفعه بعدی عکس صورتشو هم بزار.چقدر جیگره ولی[رویا] دوسششششششششششششششششش میدارییییییییییییییییییییییییییییییییییییم.اسمش چی شد راستی؟!

جزیره

میگم کیا بت گفتم که باخبر شذیم که 3 الی 4(یکیش تو شکیم که شایعه ست یا حقیقت داره) نی نی تو راهه در خونوادمون؟؟؟؟؟؟؟؟ 1 فنر نی نیه دخمل 1 فنر نی نیه پسمر اون دو تا هم هنوز خبرش نیومده اینقده دوس دارم[قلب][قلب][قلب] میتونم برم ساعتها نو چشاش زل بزنم و لدت ببرم از اون همه معصومیت و پاکی.نمیدونم چرا گریم میگیره وقتی به نی نیای کوچولو (مثه ببعی[قلب]) نیگا میکنم.البت جرات ندارم گریه کنم چون همه هنگ میکنن و سوال پیچم میکنن و میرن رو نروم

کورش تمدن

پسر خوب آخه با دیدن عکس این کوچولو کی میتونه نظر درباره مطلبت بده خدا ایشالله چندتایی به خودت بده

زویا

یه روز که اون روز بنظرت خیلی زود از راه رسیده میبینی دست این ببعی خیلی خیلی اندازه دستهات شده . چه خوبه این حس خوبو بهش دارین [لبخند]

مامانگار

...حالا این حرفها بین اداری ها و بخش کارشناسا وایناست...واویلا تو ببین تو قشر کارگرا چه خبره !!... ...اونجا دیگه رسما نقشه قتل میکشن !...بی دلیل نمیگم..نمونه هایی دیدم...چنان دشمن میشن و کینه ازهم میگیرن که انگار چی شده...سر فرض کن 5 هزارتومن یا نه...دوهزارتومن بالاپایین..

محدثه

واااای! چه دستایی داره! من از نی نیا فقط دستاشونو دوس دارم! اصلا نی نی کوچولو دوس ندارم!میترسم ازشون! امیدوارم نینی خودم که به دنیا اومد یهو 1ساله بشه![خجالت]

مهتاب

هرچی خوندم با دیدن عکس پرید ... انگار که گم شدم بین اون مشت کوچولو ...

پرند

واقعاً تصور کردی با این عکسی که گذاشتی دیگه کسی می تونه به محتویات فوقانی پستت توجه کنه؟! [نیشخند]