شماره 100 - بازی

بدترین اتفاق زندگیم  :

خرداد 88

خوب ترین اتفاق  :

ازدواج با مهربان و  تولد  خواهرزاده ام  (کیامهر واقعی )

بدترین تصمیم :

دانشگاه - رشته مهندسی مکانیک

بزرگترین پشیمونی :

نرفتن سراغ  آرزوهام – سینما و  هنر

فرد تاثیر گذار زندگیم :

پدرم 

چه آرزویی دارم :

مرگ عزیزانم را نبینم

اعتقاد به معجزه :

ندارم

چقدر خوش شانسم :

خیلی شانس میارم ولی خوش شانس نیستم

خیانت :

این کلمه معنی زیاد داره

آدم ممکنه  به یک رفیق یا به یک کشور یا حتی به خودش خیانت کنه

اما معمولا  برداشتی که از خیانت میشه خیانت توی رابطه است

میتونه  جسمی  باشه  میتونه عاطفی باشه

در هر دو صورت کار پسندیده ای نیست

عشق :

بدترین حال خوشی که یک انسان میتونه تجربه کنه

دروغ :

این جمله آخرین دروغیه که گفته ام

از کی بدم میاد ؟

آدمایی که به تو سری خوردن عادت دارند و زندگی سگیشون رو  تقدیر خدا می دونن

تا حالا دل کسی رو شکوندین ؟

بله متاسفانه

عمدی نبوده ولی این چیزی رو عوض نمی کنه

دلیل انتخاب اسم وبلاگ :

اسم تازه ای بود که به نظرم به یاد می مونه

کی رو از بچه های وب بیشتر دوست دارم :

همشون رو دوست دارم

تعریفی از زندگی خودم :

زندگی بیشتر حس کردنیه تا تعریف شدنی

خوشبختی  :

فکر نمی کنم  در این دنیا صد در صد به دست بیاید

شاید مشکل از این دنیا باشد

شاید از آدمهای این دنیا

این واژه ها یادآور چی هستند :

هلو :

 یادآور چیز خوبیه ولی خوب نیست بگم

خدا:

 بزرگی تمام نشدنی

 امام حسین:

اینروزها مظلوم تر است

اشک :

تجسم مادی یک درد یا یک آه

کوه: 

دیدنش رو به رفتنش ترجیح میدم

فرار از زندان: 

سریال خوبی بود

خوب شروع شد ولی خوب تموم نشد

هوش:

باهوش نشدم ولی چند بار بیهوش شدم

خواهر شوهر:

ندارم متاسفانه

رنگ چشام  :  

قهوه ای  روشن

رنگ مورد علاقه :  

سبز

جواب تلفن و ارتباطات: 

معمولا به همه تماس ها و اس ام اس ها جواب میدم  مگر اینکه خواب باشم

 کلام آخر: 

دوستتون دارم زیاد

 

 

*** 

پی نوشت یک : 

این پست جدی جدی  صدمین پست جوگیریات بود .

پی نوشت دو :      

23 مهر 1358 تهران – بیمارستان اقبال – ساعت 19:30

پی نوشت سه : 

دنیز عزیزم با این پست حسابی شرمندم کرد .

دنیز جان ! مرسی بابت هدیه قشنگت

پی نوشت چهار :

این دوستان رو به بازی دعوت می کنم :

نینا - روشنکالهه دنیز ققنوسمملی بلاگزیتنیما - گزوتاق

 

 

/ 98 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فلوت زن

شوخی بود بابا ![نیشخند] همون تقسیم کردن ِ گُلا از همه رمانتیک تره ! آفرین کیامهر ِ عزیز ! تفاهم یعنی همین ![مغرور][نیشخند]

مینا

تولدت مباااارک. [گل][گل][گل][گل][گل]

نینا

79 برای من خاطراتی رو داره تو چیکار به عددای من داری مثلا الان 89

محمد

اقا کیا منم تو مسابقه شرکت کردم[چشمک]

منيژه

تولدتون مبارك...پس شما هم پسر پائيز هستيد...

رها پویا

تولدت مبارك پاينده باشيد[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

محدثه

هپی برس دی تو یو و اینا![گل] کیامهرک خوبه؟! آخیییی![قلب] پس معلوم شد از کجا اسم دزدیدی!! ّ

دختری از یک شهر دور

اصلا قبول نمیکنم شماره خونتونو بده مامانم زنگ بزنه از مامانت وقت بگیره!!! البته برای من قیافه خیلی مهمه!! باید یه قد و بالای آقا پسرمونو ببینیم چه طوریه وقتی چایی میاره برامون!!!

پرند

این بازی رو که تو وبلاگ بچه‌ها می‌خوندم هر بار می‌رسیدم به بدترین اتفاق سریعاً خاطرات سال ۸۸ بی‌رحمانه هجوم می‌آورد به ذهنم! تا این‌که دیدم تو هم تو بازیت به همین اشاره کردی... گاهی فکر می‌کنم هیچ اتفاق شخصی بدی نمی‌تونست به اندازه‌ی این فاجعه‌ی ملّی داغونم کنه... بخصوص عاشورای ۸۸ و روزهای اول بعد از ۲۲ خرداد از تعریفی که برای خیانت نوشتی خیلی خوشم اومد

پرند

راستی تولدت مبارک متولد ماه مهر! [چشمک]