کشکول

   

     

             کیامهر باستانی را مریدان پرسیدند :

 

ای شیخ !

 

اندیشه مرگ به وقت کهولت ،جوانی را در اوان شباب به چه

 ماند ؟

(ترس از مرگ در هنگام پیری برای کسی که دوران جوانی را می گذراند به چه چیزی شبیه است؟)

 

گفت :

چون لعنت اندیشه برشدن از خواب به گاه سحر ١۴ فرودین

 کامیابی در عطلت نوروز را ،به گاه خفتن در شام ۶فرودین

 

(مانند کسی است که در شب ۶ فروردین و در حالیکه دارد از تعطیلات نوروز حسابی لذت می برد در هنگام خواب به حس لعنتی بیدار شدن و به سر کار رفتن در صبح ١۴ فروردین فکر می کند ) 

 

بر گرفته از کشکول

 کیامهر باستانی

/ 20 نظر / 33 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هاله

سلام... خیلی باحال بود!!!!!! واقعا حال کردم!!!! راس میگی سخت تر از این که 14 پاشی بری سر کار یا مدرسه نیست!!! البته من الان پیش رو میخونم و راحت مدرسه رو میپیچونم!!! اما در طول دوران تحصیل همیشه دعا میکردم سال بعد 13 بیفته 5 شنبه تا فرداش تعطیل باشه که این اتفاق فقط یه بار افتاد!!!![قهقهه][نیشخند]

سپیده

لعنت اندیشه ی بیدار شدن در روز اول فروردین و خواب دیدن روز 7 فروردین برای سر کار رفتن بیشتر است ما رو دریاب 14 بهتر نیست ؟؟

سپیده

آهنگت رو دوست دارم تو انتخاب بی نظیری

سهبا

سلام . صبح نمیدونم کامنتدونی پرشین بلاگ چه بلایی سرش اومده بود که کامنت من رو خورد ! حالا هم چه میدونم صبح چی نوشتم براتون خب ؟ شاید یه چیزی تو این مایه ها ! بابا جان !( نه ببخشید مادرجان !) بلند شو و به جای تفکر در آینده و گذشته ‘ در لحظه هایت زندگی کن ! چه بخواهی چه نه ‘ زندگی با تو آن خواهد کرد که باید ‘ به پیشواز تلخی ها نرو جانم ! اینهم برگرفته از کشکول خودمان !!!!

آناهیتا

سلام. ممنون از حضور گرمتون در وبلاگ ما. وبلاگ بسیار جالبی دارید. [گل][گل][گل]

مژگان امینی

حتی اگر باز نشسته هم باشی فکر14فروردین مو رابه تنت سیخ می کند.

حاج کاظم

سلام کیا جان نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی. برگهای تلخ و شاد در دفتر زندگی زیادند اینها که چیزی نیست (البته 26 اسفند شادیش یه چیز دیگه بود. پاینده باشی با خوشدلی

شبنم

[نیشخند]اوه چه صفحه نظرات شیکی والا به نظر من صبح 14 فروردین بری سر کار بهتر از دانشگاهه سرکار که میری میدونی باید کار کنی ولی دانشگاه استاد گرامی تو را میپیچاند و نمی آید به عبارتی(فلنگ را میبندد و جیم فنگ !)[وحشتناک]