برنامه کودک 2

1 - پسر شجاع

یکی از همون کارتون های ژاپنی که همه شخصیت هاش حیوانات جنگل بودند .

پسر شجاع یه سگ آبی بود که مادر نداشت و یک دوست صمیمی داشت

به اسم خرس مهربون  که پدر نداشت و یک سگ آبی  به اسم خانوم کوچولو

با یک روبان قرمز روی سرش و یک سارافن صورتی به تن ، دوستشون بود .

شیپور چی و خرس قهوه ای و روباه هم شخصیت های بد داستان بودند

که کارشون آزار و اذیت پسر شجاع بود .

در مورد پسر شجاع یه پست اینجا نوشتم اگه دوست داشتید بخونید .

سوژه :

1-  بزی که دکتر دهکده بود .

2-  پیپ پدر پسر شجاع که همیشه گوشه لبش بود .

3-  مادر خرس مهربون که همیشه مریض بود .

4-  تله هایی که با گره زدن چارتا علف درست می شد .

 

 

 

2- دهکده حیوانات

ماجرای یک خرس کوچولو به نام میشا  که استثنائاً هم پدر داشت هم مادر

و دوست دختری داشت به نام ناتاشا

یه  ببر کو چولو  به نام دراگو و یک روباه و یک گربه هم بچه های بدی بودند

که همیشه میشا و ناتاشا رو اذیت می کردند .

سوژه :

1-  بابای دراگو که یه ببر بود با کمر باریک و سینه ستبر و آهنگر بود

2-  گربه و هفت تا توله اش که همگی توی زندان زندگی می کردند

3-  شهردار این دهکده! که تنها دغدغه اش به دنیا اومدن صدمین بچه دهکده

 

 

 

 

3- بچه های کوه آلپ

داستان زندگی آنت که با پدرش و دنی برادرش زندگی می کرد

دوستش لوسین در اثر یک اشتباه دنی رو از پرتگاه به پایین انداخت

البته دنی زنده موند ولی پاش معیوب شد و  این دوتا با هم قهر کردند

لوسین پیش یک پیرمرد که تو جنگل زندگی می کرد نجاری رو یاد گرفت

ولی هرکاری برای به دست اوردن دل آنت می کرد فایده نداشت

و آنت در عین سنگدلی تمام  هدیه های هنرمندانه لوسین رو شکست

و یکبار هم اسب چوبی خراطی شده لوسین رو داغون کرد .

لوسین  یک شب سرد زمستونی با اسکی از کوههای آلپ گذشت

و پزشکی رو که از فرانسه به سوییس اومده بود رو

متقاعد کرد تا پای دنی رو معالجه کنه .

سوژه :

  آنت مادر نداشت و لوسین

 

 

4- بچه های مدرسه والت

داستان در یک مدرسه ایتالیایی اتفاق می افتاد .

انریکو  شخصیت اصلی داستان بود و از خانواده ای نسبتاٌ مرفه

گیراسی با موهای طلایی و چشم های آبی فرزند یک پزشک بود

گالونی که هیکل گنده ای داشت و فرزند یک راننده قطار بود

فرانچی که پسر بد قصه بود ، از خانواده ای فقیر و اهل خلاف

خانوم دلگارچی معلم دوست داشتنی مدرسه بود

آقای پربونی معلم جدی و به ظاهر بد اخلاق  ولی با قلب مهربون

که داستان های قشنگی برای بچه ها تعریف می کرد .

سوژه :

1-  مثل همه کارتون های ژاپنی یه حیوان خونگی تو مایه های همستر

که همیشه از سر و کول داداش کوچیکه انریکو بالا می رفت .

2-  یه بچه تو کلاس که هنر مندیش این بود که لبهاش رو غنچه می کرد و همه می خندیدند .

 

 

5- بامزی

یه خرس که با خوردن عسل مخصوصی که مادر بزرگش می ساخت

به یک ابر قهرمان تبدیل می شد . یک خرگوش و یک لاک پشت هم دوستانش بودند .

یک گرگ هم دائم اذیتشون می کرد .

سوژه :

1-  لاک پشت خواب آلوی داستان به نام شلمان که به محض نواخته شدن ساعت خوابش

هر جایی که بود و هر کاری که می کرد می گرفت می خوابید .

2-  خری که با شنیدن سوت مخصوص از همه اسبهای مسابقه جلو می زد .

 

 

6- بنر

داستان یک سنجاب اهلی بود که پیش یک گربه خونگی زندگی می کرد .

بعد مجبور شد که به جنگل بره و با همنوعاش زندگی کنه و راه و رسم زندگی توی

جنگل رو یاد بگیره . با یک جغد به اسم عمو جغد شاخدار دوست شد

بنر بس که ساده بود نمی دونست جغد دشمن سنجاب هاست . عمو جغد شاخدار هم

با اینکه همیشه وسوسه میشد بنر رو بخوره از این دوستی سوء استفاده نکرد

و تا لحظه مرگش به بنر کمک کرد .

سوژه :

سنجابی که همیشه با همه چی مخالف بود و با یک صدای تو دماغی می گفت :

من مخالفم  .

 

 

7- بلفی و لیلی بیت

داستان دو تا دوست کوتوله که تو یک دهکده زندگی می کردند .

بلفی با عموی دائم الخمرش زندگی می کرد که دکتر دهکده هم بود .

انصافا داستان های جذابی داشت این کارتون .

سوژه :

1-   مونگار که یک  راکون غول پیکر بود و وسیله حمل و نقل این کوتوله ها بود .

2-   پدر لی لی بیت که یه آدم ریشو بود و بدون اینکه یه کلمه حرف بزنه همیشه خدا داشت

با کلنگ کوه رو می کند . بعدها همین تونل جون همه اهالی ده رو نجات داد

 

 

 

8- بل و سباستین

داستان سفر یک پسر با سگ عظیم الجثه ای به نام بل بود . به محض

اینکه سباستین با دشمنانی مواجه می شد که قصد آزارش رو داشتند

سر و کله این سگ گنده پیدا می شد و دشمنان پا به فرار می گذاشتند .

سوژه :

یه سگ کوچولو اندازه جاسوئیچی که جز وق وق کردن هیچ خاصیتی نداشت .

 

 

9- لولک و بولک

این کارتون ساخته  چکسلواکی بود . و با وجود اینکه شخصیت ها صامت بودند

داستانهای قشنگی داشت . لولک و بولک در زمانها و مکانهای مختلفی ظاهر می شدند

و با وجود اینکه به رسم زوجهای کمدی چندان هم کودن نبودند ماجراهای جذابی می ساختند .

 

 

10 - چوبین

احتمالا این کارتون رو خیلی از کوچیکترها هم به یاد دارند .

چوبین یک موجود فضایی سبز رنگ بود که با یک دختر کوچولو و پدر بزرگش زندگی می کرد .

برونکا یه موجود زشت فضایی بود که قصد کشتن چوبین رو داشت

و هر بار یک غول مکانیکی عجیب و غریب رو برای اینکار به زمین می فرستاد .

چوبین هم فقط با جاخالی دادن و با کمک هوشش اون غول رو می کشت .

سوژه :

1-  یک قورباغه که توی برکه بود و یک بچه قورباغه تو دهنش زندگی می کرد

2-  جغدی که با شنیدن صدای جیغ چوبین از درخت میفتاد و می گفت :

یه خبر بد ، یه خبر بد

 

11- دور دنیا در هشتاد روز

ورژن ژاپنی رمان معروف ژول ورن که همه شخصیت های اون حیوانات بودند .

داستان شرط بندی مرد ثروتمندی به نام ویلی فاگ که دنیا رو طی 80 روز دور زد .

 

 

 

12 - مهاجران

داستان سفر یک خانواده انگلیسی به استرالیا بود .

لوسیمی دختر کوچولوی این خانواده محور داستان بود ولی داستان از زبان

کیت دختر برگتر نقل می شد . پدر ،یک کشاورز ساده بود که به امید پیدا کردن زمین

در سرزمین پهناور استرالیا کشورش رو ترک کرده بود .

سوژه :

1-  یک پزشک کچل موفرفری دماغ قرمز به اسم دکتر دیتون

2-  مرد ثروتمند خپلی که اسمش آقای پتیبل بود و یک سگ داشت شبیه خودش

هنوز هم که هنوزه خیلی از  ایرانی ها سگ های بول داگ رو  به نام

سگ آقای پتیبل می شناسند .

 

 

 

13 - فوتبالیستها

این کارتون نیازی به معرفی نداره . کلا همه چیزش سوژه بود .

مثل دویدن همه بازیکنان به سمت توپ .

پریدن رو هوا و موندن همون بالا تا هفته بعد

شوتهای چرخشی سوباسا که دروازه بان رو با توپ می برد تو گل .

کاکرو ، ایشی زاکی ، واکی بایاشی ، اون دو تا داداش دندون موشی

وعموی برزیلی سوباسا که همیشه ور دل مامان سوبا  بود

/ 244 نظر / 361 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهتاب

چقدر دیر رسیدم به پستی که انقدر منتظرش بودم !

مهتاب

من الان عین بنر که جیغ می کشید : عمو جغد شاخ دارررر ! عمو جغد شاخدارررر ! ؛ با همون صدا اعالم می دارم : کیااااااااا ... ! کیااااااااااااا ! ادامه بده لطفا ! لطفاااااااااااا !

مهتاب

یه عالمه خاطره مونده که ننوشتی ... واتو واتو , پرفسور بالتازار , توشیشان , بارباپاپا , سرندپیتی , ممل ! و ............

مهتاب

چقدر حال آدم رو خوب می کنن این خاطره های قدیمی ! یه جور خیس و نم ناک و شوری حال آدمو خوب می کنن ! شایدم خوب نیست , گسه ... ! ... .......... می شه ساعت ها حرف زد ...

مهتاب

... بابام حنا رو خیلی دوست داشت ... یه جور عجیب غریبی دوست داشت ... این روزها می شه با یه سرچ این کارتون ها رو پیدا کرد و خرید . حالا که دارم این کار رو می کنم یکی از بزرگترین حسرت های زندگیم این شده که کاش اون روزها هم این امکان بود و برای بابام حنا رو می خریدم ... حتی به قیمت دیدن اشک هاش که به سادگی برای نمی دونم چیه حنا سرازیر می شد !! ... کاش بود و براش می خریدم ...

محدثه

من با اینکه خیلی کوچیک تر از نسل شمام،اما از زیادی و تنوع کارتون ها!!!! تقریبا همه رو دیدم غیر از بچه های مدرسه والت بامزی هاکلبری فین بچه های کوه تاراک ماررکوپولو ومسافر کوچولو! مامانم مسافر کوچولو رو خیلی دوس داشت و آرزو داشت داداشم اون شکلی باشه! دلم میخواست ببینم مسافر کوچولو چه شکلیه!که الان دیدم! خدایی داداشم خیلی خوشگل تره![پلک] و اما چوبین! پسر عمم به من میگه چوبین![ناراحت] خب من مکه یادم نیس هیچی از اون کارتون!اما داداشم گفت توام بگو وورونکا![نیشخند]

حامد

دوست با ذوق من از این مطلب خیلی لذت بردم و البته گذر زمان تمام قامت خودش رو به من نشون داد تا بهم بگه خیلی زود داره دیر میشه یه فکری برا اخرت باید کرد که خوشیهایمان ادامه دار باشه

نیکل

ای کاش شخصیت های کارتون فوتبالیست ها راستی بودن[ناراحت] مثلا واکی بایاشی[قلب][قلب][قلب][نیشخند][نیشخند][رویا]

مینا

سلام..یه کارتون قدیمی بود که چن تا موش ملوان بودن و یه بچه موشی که دنبال مادرش میگشت...شما میدونید اسمش چی بود؟؟