کابوس

 

 

سالها از آن شب می گذرد

استخوان هزاران نفری که در رودبار و منجیل و زنجان مردند هم پوسیده شده

بچه های یتیمشان حالا همگی بزرگ شده اند و احتمالاً بچه دارند

شهرها دوباره ساخته شده اند

درختهای زیتون دوباره بار داده اند

ولی من هنوز که هنوز است از این کابوس رها نشده ام

کابوس لرزیدن زمین

بعضی شبها از شنیدن ضربان قلب خودم می ترسم

مثل برق گرفته ها بیدار می شوم

و نفس راحتی می کشم از اینکه هنوز وقتش نرسیده

که هنوز نوبت ما نشده

و این وحشت دوباره می رود در یک گوشه دلم می نشیند تا یک شب دیگر

که همسایه گوساله طبقه بالا یکهو بدود و سقف زپرتی ما دوباره بلرزد

و وحشت و ترس دوباره برایم دست تکان دهد .

می گویند در تهران هر 150 سال یک زلزله بزرگ می آید .

و می گویند از نوبت آخر زلزله در تهران خیلی گذشته است

یعنی فرجه ما تمام شده

یعنی حادثه نزدیک است

یعنی هر صبح که از خواب بلند می شویم

باید بابت این معجزه

که هنوز شست پای آقای طبقه بالایی توی چشم شما نیست

و شما توی تخت طبقه پایینی تان نیفتاده اید از خدا متشکر باشیم .

فکرش را بکنید

یک لحظه چشمتان را ببندید و فکر کنید:

تهران

این هزار توی بی سر وته

این جنگل بی نظم و بی صاحب آهن و بتن

که بعضی کوچه هایش انقدر تنگند

 که یک خواهر دینی و یک برادر خیکی

همزمان نمی توانند بدون اینکه تنشان به هم بمالد و دچار گناه نشوند

از کنار هم بگذرند

تهران

این پهنای بی پایان از هر طرف

 که هزاران چاله و چاه و تونل

از حفره های اداره آب و برق و مخابرات و گاز گرفته

تا چاه های خانگی فاضلاب و قنات های قدیمی و تونل های مترو

یک لحظه هوس کند یک مختصر تکانی به کمر 150 سال تکان نخورده اش بدهد

به چشم بر هم زدنی

این سوراخ سمبه ها دست به یکی کنند

وبشوند یک حفره بزرگ

و شهر را یکباره در خودشان  ببلعند .

تصورش را بکنید

این ابر شهر بی سر و سامان

با آن ترافیک ت...میش

که به خاطر تصادف دو تا ماشین توی یک بزرگراه

از شرق و غرب و شمال و جنوب قفل می شود

با ریختن پل های بزرگ

 و خراب شدن ساختمان های بلند

 به چه روزی در خواهد آمد ؟

فکرش را بکنید

آدمهای عزیز این شهر

که برای 100 تومان کرایه ماشین با هم دست به یخه می شوند

و به خاطر نوبت شیر و صف نان فک و دماغ هم را پایین می آورند

روز بعد از زلزله

وقتی نانی برای خوردن و آبی برای نوشیدن نیست

چه جنایتهایی که نخواهند کرد ؟

 

فکرش را بکنید

آتش های افروخته

خانه های ویران

سگ های هار

گربه های گرسنه

موشهای کثیف گنده تر از گربه

زنان گرسنه بی جای خواب

مردهای وحشی بی ناموس

بچه های یتیم

مریضی

گشنگی

تشنگی

بوی تعفن لاشه های زیر آوار

شهر بی دکتر

شهر بی پلیس

شهر بی صاحاب

و از همه بدتر

نیشخند یک آقای خوشگل توی تلوزیون :

من که گفتم برید شهرستان

مدارکشم موجوده !!!

/ 133 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
داداشی

آدمو به فکر وادار می کنی آبجی خانوم سخته واقعا احساس می کنم خیلی از اوس کریم دورم. مگه خودش یه کرمی بکنه دست مارم بگیره

داداشی

محض اطلاع اصلاحیه میفرستیم داشتم جواب یکی از آبجی ها رو می دادم اشتباهی واسه تو اومد رفیق راستی منو مسخره میکنی؟ داشتیم لوتی ؟ من عاشق ایتالیام بدون اون نمی تونم نفس بکشم می فهمی؟[شوخی] راست میگی اگه این تعصب کورم رو کنار بذارم خیلی وضعمون خراب اونم از داش بوفون دیگه به چی دل خوش باشم؟ نه کمر شیکست لوتی قیصر کجایی که داداشتو کشتن

علیرضا

لازم نیست زلزله بیاد همین حالا هم بوی تعفن بلنده همین حالا هم مریض و گشنه و مرد بی ناموس زن بی سرپرست محتاج یک لقمه نان کارتن خوابهای بی خانمان فراوونه همین حالا هم شهر شهر هرته نه قانونی وجود داره نه قانون مداری شاید مرگ برای خیلی ها که دارن فقط نفس می کشن یک راه نجات باشه

rs232

حتی فکر کردن به آن هم لرزه بر اندام آدم می اندازد. شما هم آنقدر ماهرانه نوشته اید که مو را بر تن انسان سیخ می کنید. اتفاقا من هم در زمان زلزله رودبار در تهران بودم و داشتم فوتبال نگاه می کردم و به محض اینکه فهمیدم زلزله است از جایم پریدم و پله ها را چهار تا یکی پایین آمدم و خودم را از طبقه سوم به خیابان رساندم. تازه وقتی رسیدم به خیابان به خودم گفتم که ای کاش بقیه را هم از خواب بیدار کرده بودم!!!

رویا

منو یاده اون زلزله ی کذایی انداختی.. اون شب ما خیلی از رودبار دور نبودیم..یاده اون اشک ها ، جسد ها، دزدي ها و كثافت كاري ها... خدا بايد رحم كنه با وضعيتي كه تهران داره فقط بايد دعا كرد بلا به دور باشه..

داداشی

فکر نمی کردم اینقدر ترسو باشی[قهقهه] حالا نمی ذاری نظر بدیم اخوی[زبان] حال کردیم برزیل هم حذف شد منو مسخره می کردی؟[شکست]

داداشی

داداش چون ما اصولا آدم حرف گوش کنی هستیم به حرف شما گوش کردیم و نرفتیم ادامه مطلب رو بخونیم[نیشخند] حالا می خوام برم بازی کنم ببینم این داش کیا چی واسه ما داره که سر کارمون بذاره[زبان]

داداشی

راستی یادم رفت داداش آلمانم شد تیم آخه این نازی ها چی دارن که چسبیدین بهش؟ مثل یه مرد طرفدار همون برزیل حذف شده باش ولی خودتو به این نازیسما نفروش اخوی

آناهیتا

بی نظیر بود. مخصوصا نکته آخرش، آقای خوشگل. ای امان از این آقا خوشگل!!!!!