خنده درمانی از نوع پارانوئیک

از شرکت که بیرون بیایی غروب دارد نفسهای آخرش را می کشد

چهار راه اول 5 دقیقه

چهار راه دوم 10 دقیقه

و بعد از چهار راه سوم یک ترافیک که انگار آخرین ماشینش تویی

و اولین ماشینش جلوی در خانه تو ایستاده

 

یک خواننده خوش صدا دارد ضجه می زند از بی وفایی

و کنترل ضبط هم معلوم نیست کدام گوری است

محکومی به شنیدن و قورت دادن ضجه ها

ماشین های روبرویی با سرعت از کنارت رد می شوند ودلت را آب می اندازند

شیشه ماشین کثیف است  و هر ماشینی که از مقابل می آید انگار به جای دو تا چراغ

20 تا چراغ روشن کرده

ماشین های پشتی همه نوربالا می زنند

و نورشان از توی  عدسی چشمت رد می شود

و با ناخن ، اعصاب  بینایی شبکیه چشمت را نیشگون می گیرند .

 

به نظر شما آدمها چطوری دیوانه می شوند ؟

بالاخره یک روزی یک جایی امان آدم بریده می شود دیگر

بالاخره یک نفر باید  توی همین ترافیک ماشینش را خاموش کند

و بیاید بیرون بدون توجه به بوق های کر کننده آدمها

و دستهایش را به سمت خدا بگیرد و بگوید :

خسته شدم  ای خدا !

 

توی همین فکر ها هستی که آدمهای ماشین کناری توجهت را جلب می کنند

دارند غش غش می خندند .

به چی؟ به کی ؟ برای چی ؟

معلوم نیست .

ضبط را خاموش می کنی

لبخند می زنی

به چی ؟

به اینکه همکاران از ماتحت فیل افتاده ات دارند با سوهان روی روحشان می کشند

و هر کدام از سوهان ها یک صدایی می دهد

یکی صدای گیتار ، یکی آکاردئون ، یکی ویولون

لبخندت کمی جان می گیرد .

 

به رئیس فکر می کنی که یک لباس زنانه قرمز پوشیده

و پشم و پیل تنش از لای لباس قرمز زنانه بیرون ریخته و یک کفش زنانه پاشنه بلند به پا دارد

و دارد وسط سالن شرکت لی لی بازی می کند .

خنده ات می گیرد و دندانهایت معلوم می شوند .

آدمهای ماشین کناری به چی ممکنه بخندند ؟

لابد یک بوی بدی توی ماشین پیچیده و  دارند دنبال مقصر می گردند .

خنده ات تبدیل می شود به غش غش

تبدیل می شود  به  روده بر شدن

پول برق برای این ماشین پشتی که نوربالا زده است چقدر  می آید ؟

قهقهه می زنی

انقدر می خندی

به خودت و به دیوانگیت که اشکت سرازیر می شود

انقدر که خنده ات بند نمی آید .

انقدر که آدمهای خوشحال ماشین بغلی کم می آورند و با تعجب تماشایت می کنند .

ترافیک راه می افتد .

خسته نیستی

دلت نگرفته

رئیست یک لولوی ده ساعته می شود و تو 14 ساعت برای لذت بردن فرصت پیدا می کنی .

ترافیک را به فلانت نمی گیری تا جانش درآید

تا امانش بریده شود  .

 

مهربان که در را باز می کند از تو خواهد پرسید :

چرا انقدر شنگولی ؟ شیطونی کردی؟

و تو می گویی : نه !!! خنده درمانی کرده ام .

 

پی نوشت :

دو راه بیشتر نداریم .

یا مثل آدمها زندگی کنیم و دیوانه شویم

یا مثل دیوانه ها رفتار کنیم  تا  دنیای آدمها کاری به کارمان نداشته باشد .

/ 67 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
روشنک

دیروز از فرط ناراحتی دیوونه وار خندیدم امروز از شدت خوشحالی. خلاصه نمک گیر این پست شما شدیم خراااااب

سیزیف

"یا مثل آدمها زندگی کنیم یا مثل دیوانه ها " نمی تونه جمله درستی باشه چون: آدمها دیوونن و دیونه ها آدمن همین

تیراژه

از نتیجه گیری آخرت خوشم اومد راست میگی یه جورایی راستی من هم آپم

آزاده

یادتان باشد هر دفعه یادمان بیاورید اینرا که میشود خندید بر هر درد بی درمون!حالا اگه پینوشت را هم یاداوری کنید که چه بهتر

سوژه

يادمان باشد كه خنديدن از يادمان نرود. خيلي خوب گفتي. به نظر مياد آدما فقط به ديوانه ها كاري ندارن. حتما شنيدي كهشاعر ميگه: خوش بحال ديوونه كه خميشه خندونه!

ميثمك

تلاش نافرجام فردين رو ببين داش كيامهر استقلالي! [چشمک]

فرودگاه

خوبی دنیای مجازی اینه که اجازه می ده ادم بدون اینکه وقتی یا هزینه ای صرف شناختن یه ادم بکنه با طرز تفکرش اشنا بشه و من از اشنایی با ادمها فقط به طرز تفکرشون نیاز دارم . دنیای دیوانه دیوانه دیوانه ادمهایی مثل خودش نیاز داره... برام نوشته بودی که امیدوارم پستهای بعدیت وادارم نکنه از همه امکاناتم استفاده کنم ... و این جمله پره از علامت سوال... پستهای قبلی رو هم خوندم سبک نوشتنت جالبه ...ممنون که با من همفکری کردی دوست

فلوت زن

سلااااااااااااااااااااااااااااااام.[نیشخند] و باز می نوازیم ( روزی کودک بودم ( قسمت 2 )) [نیشخند] .................... [قهقهه][خنده][نیشخند] خب خنده هایمان را کردیم حالا به نقد می پردازیم [عینک]: من هم اصولاً ترجیح می دهم همان دیوانه باشم و هرچند که دنیای آدمها با دیوانه ها بیشتر کار دارند ولی من کارشان نداشته باشم ! واقعاً گاهی دلم می خواهد همینطور بخندم به تفکرات ناقص الخلقه و نصفه و نیمه خودم که گاهی در ذهنم وول می خورند هی ! این شرایطی که توصیف کردی حقیقتاً جان به لب می کند آدم را ، پس همان دیوانگی کنیم بهتر است ![نیشخند]

عاشق

این آقاهه چرا دستاشو گذاشته رو شکمش؟ زیاد خورده داره میترکه؟ یا داره از خنده میترکه؟ یا بلافاصله بعد از خوردن ورزش کرده آپاندیسش د[سوال]اره میترکه؟ یا اصلا اون نمیترکه من دارم میترکم؟؟؟

مهربان

این پست رو الان خوندم دارم بی معرفت می شم