سالمرگ مکرر پرواز

اینروزها از نوشتن بعضی چیزها می ترسم

پس نمی نویسم

اینروزها از گفتن  بعضی چیزها می ترسم

 پس حرفی نمی زنم

اینروزها از شنیدن بعضی چیزها می ترسم

پس گوش هایم را می گیرم

اینروزها حتی گاهی از فکر کردن به بعضی چیزها می ترسم

اما هر کاری می کنم نمی توانم فکر نکنم

فقط سکوت می کنم

 

 

اینروزها حسادت می کنم به

قلمهایی که از نوشتن

زبانهایی که از گفتن

و گوشهایی که از شنیدن نمی ترسند

 

 

اینروزها حسادت می کنم به دستهایی که از وحشت نمی ترسند

 

پی نوشت ١:

کاریکاتور اول از بزرگمهر حسین پور

کاریکاتور دوم از مانا نیستانی

پی نوشت ٢ :

اگه تونستید ترمیناتور رو بخونید

اونروزها کسی نخوندش

/ 102 نظر / 28 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سعید

کار دیگری هم میشه کرد ؟ جز سکوت ؟

کیامهر

حبیب جان مادرت بی خیال شو

سعید

ترمیناتور هم قشنگ بود با اینکه خیلی اغراق کردی ولی دلم گرفت از خوندنش تخیلت معرکه است پسر

حوا

این حبیب بدجوری رو اعصاب منه با این کاراش!

حاج کاظم

خوشا فریادی که مهر سکوت بر لبانش نتوان نشاند. خوشا موجی که بر ساحل نتوان نشاندش. خوشا آرمانی که بر دل و ذهن نشیند. و خوشا فریادی و موجی و آرمانی که پویا گردد و جامه عمل پوشد.

سعید

سکوت ...

مهدیه

انها هم از فکر تو می ترسند

مهتاب

چه عنوانی ... سالمرگ مکرر پرواز ...